محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

334

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

رنگش زرد گشت و خداوند او را چنين عتاب كرد : « طه - قرآن را بر تو نازل نكرديم تا به رنج افتى . » « 1 » زكات ( ثم إن الزكاة جعلت مع الصلاة قربانا لأهل الاسلام . . . ) زكات در كنار نماز از راه‌هاى نزديكى به خداوند است . تاكيد اسلام به زكات از آن‌روى است كه اين دين به برادرى و هميارى بين مردم توجه فراوان داشته و آن را برپايه‌هاى محكم ، استوار ساخته است . بديهى است كه زكات يكى از گونه‌هاى هميارى و بلكه پايه اساسى آن است . از اين‌روى در عصر حاضر به آن عدالت اجتماعى گفته مىشود . برخى از فقيهان در تعيين محدوده زكات از نسبت تعيين شده ، پا را فراتر گذاشته و برآوردن همه نياز تهيدستان را از مسئوليت ثروتمندان دانسته‌اند . ابن حزم مىگويد : « حاكم مىتواند ثروتمندان را به رفع نياز تهيدستان مجبور كند ؛ هرچند زكات بر آنها واجب نباشد . هم‌چنين حاكم مىتواند در صورت ممانعت ثروتمندان با آنها بجنگد و در صورت ممانعت حاكم نيز تهيدستان خود مىتوانند چنين كنند ؛ چه اين‌كه آنان صاحبان حق هستند و ثروتمندان در زمره گروه ستمكارانند . » « 2 » معناى اين سخن آن است كه تهيدستان مىتوانند عليه ثروتمندان انقلاب كنند و اموالشان را به زور از آنها بگيرند . اين مطلب چندان دور از روح اسلام نيست كه مىگويد : « هركس خود سير بخوابد و برادرش گرسنه باشد ، در واقع به خدا

--> ( 1 ) . طه * ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى طه / 20 : 1 - 2 . ( 2 ) . حلية العلماء : 3 / 153 ؛ المغنى : 2 / 522 .